کاردیونوروابلیشن، یک روش درمانی نوین و کمتهاجمی در حوزه الکتروفیزیولوژی قلب و درمان با ابلیشن قلبی است که با هدف کاهش فعالیت بیشازحد سیستم عصبی خودکار روی قلب انجام میشود. در این روش با استفاده از کاتتر و امواج رادیوفرکوئنسی، گانگلیونهای عصبی که ضربان قلب را تحت تأثیر قرار میدهند، تعدیل یا غیرفعال میشوند. این تکنیک برای بیمارانی که دچار سنکوپ وازوواگال مقاوم به درمان، برادیکاردی ناشی از افزایش تون واگ، یا آریتمیهای وابسته به سیستم عصبی خودکار هستند کاربرد دارد. کاردیو نوروابلیشن بهدلیل نتایج پایدار، بهبود کیفیت زندگی و کاهش نیاز به دارو، روشی امیدبخش در درمان اختلالات ریتم محسوب میشود؛ این روش، نوعی ابلیشن عصبی قلب است و نقش مهمی در قطع عصبی قلب و کنترل پیامهای اضافی دارد.
از آنجائیکه استفاده از فناوریهای پیشرفته تصویربرداری و نقشهبرداری سهبعدی در فرایند ابلیشن، نقش مهمی در افزایش دقت و ایمنی این درمانها ایفا میکند؛ آشنایی با اصول و کاربردهای «ابلیشن سهبعدی قلب» میتواند درک روشنتری از نحوه انجام این روشها و مزایای آنها ارائه دهد.
قطع عصبی قلب با کاردیونوروابلیشن
سیستم عصبی خودمختار بدن انسان، شامل دو بخش سمپاتیک و پاراسمپاتیک است و نقش مهمی در تنظیم ضربان قلب دارد. در بسیاری از بیماران، افزایش بیشازحد فعالیت پاراسمپاتیک (واگ) باعث کاهش شدید ضربان یا سنکوپ میشود. کاردیونوروابلیشن با هدف قرار دادن گانگلیونهای عصبی پاراسمپاتیک، این عدم تعادل را اصلاح میکند. با کاهش تون واگ، ضربان قلب پایدارتر شده و احتمال افت ناگهانی ریتم کاهش مییابد. بهعنوان شکلی از ابلیشن عصبی قلب، این روش با ایجاد قطع عصبی قلب در نقاط کلیدی، تنظیم طبیعی سیستم خودمختار را احیا کرده و کیفیت زندگی بیمار را بهبود میدهد. Cardioneuroablation: Where are we at? – PMC (nih.gov)
مکانیزم عملکرد کاردیونوروابلیشن
مکانیزم عملکرد کاردیونوروابلیشن بر پایه شناسایی و غیرفعال کردن گانگلیونهای عصبی قرار دارد که ارتباط مستقیم با کنترل ضربان قلب دارند. در این روش، الکتروفیزیولوژیست با نقشهبرداری الکتریکی نقاطی را که بیشترین تاثیر را در انتقال پیامهای واگ دارند پیدا کرده و با انرژی رادیوفرکوئنسی، عملکرد آنها را کاهش میدهد. نتیجه این فرایند، کاهش تحریکپذیری واجی و تثبیت ریتم قلب است. این تکنیک، نوعی هدفمند از ابلیشن عصبی قلب بوده و از طریق قطع عصبی قلب بهبود قابلتوجهی در بیماران مبتلا به برادیکاردیهای واگی یا سنکوپ فراهم میکند. Cardioneuroablation | University of Iowa Health Care (uihc.org)
در ادامه بطور دقیق توضیح خواهیم داد که چگونه کاردیو نورو ابلیشن باعث درمان سنکوپ میشود؟
- کاهش تحریکپذیری واگ: فعالیت بیشازحد واگ معمولاً باعث افت ناگهانی ضربان و شروع سنکوپ میشود. کاردیو نور ابلیشن با هدف قرار دادن مسیرهای عصبی وابسته به این عصب، میزان تحریکپذیری آن را کاهش میدهد. وقتی پاسخ واگی تعدیل شود، پیامهای کند کننده ضربان کمتر و ملایمتر ارسال میگردند. این کاهش تحریکپذیری باعث پایداری بیشتر ضربان و کاهش احتمال غش در شرایطی مانند استرس، درد یا تغییر وضعیت بدن میشود.
- اصلاح گرههای عصبی دهلیزی: گرههای عصبی دهلیزی نقش مهمی در تنظیم ضربان دارند و در برخی بیماران دچار بیشفعالی میشوند. این فعالیت بالا میتواند باعث افت شدید ضربان یا فشار خون شود. کاردیونوروابلیشن این گرهها را هدف قرار داده و عملکردشان را متعادل میکند. با اصلاح این ساختارهای عصبی، پیامهای نادرست یا بیشفعال کمتر ارسال میشوند و بدن واکنشهای غیرقابلپیشبینی کمتری نشان میدهد. در نتیجه حملات سنکوپ کاهش مییابند و بیمار احساس ثبات بیشتری میکند.
- بهبود ضربان قلب و جلوگیری از افت ناگهانی فشار: با کاهش پیامهای عصبی غیرطبیعی، قلب میتواند ریتمی پایدارتر و مناسبتر حفظ کند. این روش مانع از کاهش ناگهانی ضربان و افت فشار خون میشود؛ دو عاملی که مستقیماً باعث کاهش جریان خون به مغز و ایجاد سنکوپ هستند. کاردیو نور ابلیشن با تثبیت ضربان و جلوگیری از افت فشار، جریان خون منظمتری ایجاد میکند. این تغییرات موجب کاهش وقوع غش، حتی در موقعیتهایی که معمولاً برای بیمار محرک سنکوپ بودهاند، میشود.
تفاوت کاردیونوروابلیشن با ابلیشن معمولی چیست؟
ابلیشن معمولی بر پایه حذف یا اصلاح مسیرهای الکتریکی نابجای قلب برای درمان آریتمیهایی مثل AF، AFL یا تاکیکاردیهای دهلیزی طراحی شده است. اما کاردیونوروابلیشن بهجای مسیرهای الکتریکی، ساختارهای عصبی موثر بر ریتم را هدف قرار میدهد. در ابلیشن معمولی تمرکز بر بافت قلب است، در حالیکه در کاردیو نورو ابلیشن تمرکز بر گانگلیونهای عصبی و پیامهای واگی است. این روش نوعی ابلیشن عصبی قلب محسوب میشود و از طریق قطع عصبی قلب به تنظیم بهتر ریتم کمک میکند. بنابراین هر دو روش ابلیشن هستند، اما اهداف، اندیکاسیونها و نتایج آنها متفاوت است. Cardiac (Heart) Ablation: Procedure Details & Recovery (clevelandclinic.org)
سنکوپهای مناسب برای کاردیونوروابلیشن
کاردیو نورو ابلیشن برای بیمارانی مناسب است که سنکوپ آنها منشأ عصبی–واگی دارد و به دلیل اختلال در تنظیم ضربان قلب دچار غشهای مکرر میشوند. افرادی که کاهش ناگهانی ضربان یا افت فشار شدید دارند، بهویژه زمانی که اقدامات اولیه و درمانهای متداول پاسخ کافی نمیدهند، از این روش بهرهمند میشوند. این تکنیک با هدف متعادلسازی پیامهای عصبی مرتبط با قلب، میتواند از وقوع حملات مکرر جلوگیری کند. بیمارانی که سنکوپ آنها باعث محدودیت در فعالیت روزمره، استرس شدید یا خطر آسیب جسمی شده است، کاندیدای اصلی این مداخله محسوب میشوند.
سنکوپ وازوواگال (Vasovagal Syncope)
سنکوپ وازوواگال شایعترین نوع غش با منشا عصبی است و معمولاً در شرایطی مانند استرس، درد، گرما یا ایستادن طولانی رخ میدهد. در این حالت، فعال شدن بیش از حد مسیرهای واگی باعث کاهش ناگهانی ضربان و افت فشار خون میشود. بیمار ابتدا علائمی مثل تعریق، سرگیجه و تهوع احساس میکند و سپس ممکن است دچار غش شود. زمانی که این نوع سنکوپ به درمانهای معمول، مانند افزایش مصرف نمک، مایعات و داروها پاسخ مناسبی ندهد، مداخله تخصصی برای کنترل پیامهای عصبی میتواند گزینهای مؤثر باشد و تعداد دفعات حمله را بهطور قابل توجهی کاهش دهد.
سنکوپهای نوروکاردیوژنیک
سنکوپهای نوروکاردیوژنیک به علت عدم تعادل در عملکرد بخشهای تنظیمکننده ضربان و فشار خون در سیستم عصبی ایجاد میشوند. در این بیماران، تحریک غیرعادی مسیرهای عصبی منجر به کاهش بیشازحد ضربان یا افت ناگهانی فشار میشود. این نوع سنکوپ معمولاً در افراد جوان و سالم دیده میشود و میتواند بهصورت حملات ناگهانی و غیرقابل پیشبینی بروز کند. در مواردی که سنکوپ موجب کاهش کیفیت زندگی، محدودیت فعالیت یا خطر زمینخوردگی میشود، رویکردهای تخصصی برای کنترل منبع عصبی تحریککننده ضروری است. این مداخلات میتوانند باعث کاهش شدت و دفعات حملات شوند.
سنکوپ ناشی از برادیکاردی ضد پروفیلی
در برخی بیماران، ضربان قلب بهطور ناگهانی کاهش مییابد و این کاهش شدید منجر به غش میشود. این حالت معمولاً در افراد با واکنش بیشفعال مسیرهای عصبی تنظیمکننده ضربان مشاهده میشود. برادیکاردی ناشی از این مکانیسم ممکن است حتی در شرایط استرس خفیف، نشستن، ایستادن یا فعالیتهای روزمره ساده اتفاق بیفتد. زمانی که بررسیها نشان دهد علت اصلی کاهش ضربان، پیامهای عصبی غیرعادی است و نه مشکلات ساختاری قلب، روشهای هدفمند برای کنترل این پیامها میتواند مؤثر باشد. انتخاب درمان مناسب میتواند از حملات ناگهانی جلوگیری کرده و ریتم پایدارتر ایجاد کند.
سنکوپهای مقاوم به درمان دارویی
در بسیاری از بیماران، درمانهای دارویی مانند تنظیم فشار خون، تقویت حجم گردش خون یا کنترل اضطراب، کمککننده هستند؛ اما در بخشی از افراد، سنکوپ همچنان ادامه دارد. هنگامی که غشهای تکرار شونده به مراقبتهای معمول، اصلاح سبک زندگی و داروها پاسخ نمیدهند، نیاز به مداخلهای عمیقتر برای کنترل منبع عصبی حملات مطرح میشود. این وضعیت معمولاً در بیماران با الگوهای عصبی شدید یا غیرقابل پیشبینی دیده میشود. مداخلات تخصصیتر با هدف تنظیم مسیرهای عصبی میتوانند دفعات سنکوپ را بهطور چشمگیری کاهش دهند و کیفیت زندگی بیمار را بهطور قابل توجهی بهبود بخشند.
ارزیابی قبل از کاردیونوروابلیشن
در ادامه به ارزیابی قبل از کاردیونوروابلیشن پرداخته می شود و هر کدام از این موارد داری مزیت خاص خود هستند.
- نوار قلب (ECG) و مانیتورینگ طولانیمدت: نوار قلب اولین قدم برای ارزیابی بیماران مشکوک به سنکوپهای عصبی است. ECG الگوهای اولیه مانند بلوکها، برادیکاردی یا تغییرات ناگهانی ریتم را مشخص میکند. برای اینکه فقط لحظهای خاص از ریتم بررسی نشود، مانیتورینگ طولانیمدت نیز به کار میرود تا وقوع افت ضربان، توقفهای کوتاه قلب یا آریتمیهای گذرا ثبت شود. ترکیب این دو روش به پزشک کمک میکند تعیین کند آیا سنکوپ منشأ عصبی یا الکتریکی دارد و آیا بیمار کاندید مناسب برای ارزیابیهای تکمیلی است یا خیر.
- هولتر ۲۴–۷۲ ساعته: هولتر روشی دقیق برای ثبت ضربان قلب در طول فعالیتهای روزمره بیمار است. با این مانیتورینگ طولانیمدت میتوان حملات گذرا مانند افت ضربان، توقفهای سینوسی یا تغییرات فشار خون ناشی از واکنشهای عصبی را شناسایی کرد. هولتر ۲۴، ۴۸ یا ۷۲ ساعته معمولاً زمانی استفاده میشود که سنکوپ یا سرگیجه بهصورت غیرمنتظره رخ میدهد و احتمال ثبت آن در نوار قلب کوتاهمدت کم است. دادههای بهدستآمده نقش مهمی در تصمیمگیری برای درمانهای تخصصی یا مداخلات بعدی دارند.
- تیلت تست (Tilt Test): تیلت تست ابزار اصلی برای تشخیص سنکوپهای وازووواگال و نوروکاردیوژنیک است. در این آزمایش، بیمار بهصورت کنترلشده در زاویهای خاص قرار میگیرد تا واکنش سیستم عصبی و قلب به تغییر وضعیت بدن بررسی شود. این تست میتواند افت ناگهانی ضربان یا فشار خون را بازسازی کرده و دلیل سنکوپ را دقیقتر مشخص کند. تیلت تست نهتنها در تشخیص، بلکه در انتخاب بیماران مناسب برای درمانهای هدفمند نیز کاربرد دارد. در برخی مراکز، تحلیل نتایج با کمک تکنیکهایی مانند ابلیشن سهبعدی برای برنامهریزی دقیقتر انجام میشود.
- رزیابی الکتروفیزیولوژی (EPS) در موارد انتخابی: EPS فقط برای بیماران خاص انجام میشود؛ معمولاً زمانی که احتمال وجود اختلالهای الکتریکی جدی یا مسیرهای نابجای هدایت در قلب مطرح باشد. این روش به پزشک اجازه میدهد مستقیماً ویژگیهای الکتریکی قلب را اندازهگیری کرده و واکنش آن به تحریکات مختلف را ارزیابی کند. در بیماران مشکوک به اختلالات ضربان یا وقتی نتایج تستهای غیرتهاجمی کافی نیست، EPS میتواند علت دقیق سنکوپ را مشخص کند. انجام این تست کمک میکند بین سنکوپ عصبی و آریتمیهای خطرناک تمایز گذاشته شود و مسیر درمان دقیقتر انتخاب گردد.
مراحل انجام کاردیونوروابلیشن
در ادامه به مراحل انجام کاردیونوروابلیشن اشاره می شود و بطور کلی هدف نهایی، کنترل افت ناگهانی فشار و برادیکاردی بدون آسیب به ساختار اصلی قلب است.
ورود کاتتر و نقشهبرداری الکتروآناتومیک
در نخستین مرحله، کاتترهای مخصوص از طریق ورید فمورال وارد قلب میشوند تا امکان بررسی دقیق بافتهای دهلیزی فراهم شود. سپس متخصص الکتروفیزیولوژی با استفاده از سیستم نقشهبرداری الکتروآناتومیک، ساختار دهلیز و مسیرهای عصبی را با دقت بالا ترسیم میکند. این نقشه سهبعدی، محل دقیق گرههای عصبی و ارتباطاتشان را مشخص میسازد و زمینه را برای انجام ابلیشن هدفمند فراهم میکند.
شناسایی گانگلیونهای پاراسمپاتیک
پس از نقشهبرداری، مرحله مهم شناسایی گانگلیونهای پاراسمپاتیک دهلیزی آغاز میشود. این گانگلیونها مجموعهای از سلولهای عصبی هستند که تحریک اضافی آنها میتواند باعث برادیکاردی یا افت شدید فشار شود. برای یافتن محل دقیق این شبکههای عصبی، از تحریک عصبی هدفمند یا تغییرات الکترومکانیکی ضربان قلب استفاده میشود. پاسخهای فوری قلب به این تحریکها، محل گرههای فعال را مشخص کرده و به پزشک امکان میدهد نقاطی را که بیشترین نقش در سنکوپ دارند انتخاب کند.
رادیوفرکوئنسی و ابلیشن نقاط هدف
در این مرحله، انرژی رادیوفرکوئنسی بهطور کنترلشده روی گرههای عصبی هدف اعمال میشود تا فعالیت بیشازحد آنها کاهش یابد. این انرژی حرارتی باعث غیرفعالسازی جزئی شبکههای پاراسمپاتیک میشود بدون اینکه آسیبی به عضله قلب یا مسیرهای حیاتی وارد کند. شدت و مدت تابش دقیق تنظیم میشود تا اثر درمانی مطلوب ایجاد شود. هدف، تنظیم دوباره تعادل عصبی قلب و جلوگیری از افت ضربان ناگهانی در موقعیتهای محرک است.
پایش ضربان و پاسخ واگ
پس از انجام ابلیشن، ضربان قلب و واکنش واگ بهطور مداوم پایش میشود تا مشخص شود که آیا فعالیت عصبی مهار شده است یا خیر. تغییراتی مانند افزایش پایدار ضربان، کاهش حساسیت به تحریک واگی و نبود افت ناگهانی فشار نشاندهنده موفقیت عمل هستند. در صورت نیاز، ابلیشن تکمیلی انجام میشود تا پاسخ فیزیولوژیک مطلوب بهدست آید. این پایش هم در طول عمل و هم مدت کوتاهی پس از پایان آن ادامه دارد تا ایمنی و اثربخشی درمان تأیید شود.
مزایای کاردیونوروابلیشن در درمان سنکوپ چیست؟
- کاهش دفعات سنکوپ: با هدف قرار دادن گانگلیونهای پاراسمپاتیک و کاهش تحریکپذیری واگ، این روش باعث ثبات بیشتر ضربان قلب میشود و از افت ناگهانی فشار و برادیکاردی جلوگیری میکند. در نتیجه تعداد حملات سنکوپ در بیماران بهطور قابلتوجهی کاهش مییابد.
- بهبود کیفیت زندگی: بیمارانی که سنکوپهای مکرر دارند معمولاً دچار اضطراب، محدودیت فعالیت و ترس از تکرار حمله هستند. کاردیونوروابلیشن با کاهش علائم، استقلال و اعتماد به نفس بیمار را افزایش میدهد و امکان بازگشت به فعالیتهای عادی زندگی را فراهم میکند.
- بدون نیاز به داروهای طولانیمدت: در بسیاری از بیماران، این روش جایگزین درمان دارویی مزمن میشود و از عوارض، هزینه و محدودیتهای داروهای مهارکننده سیستم عصبی خودکار جلوگیری میکند. اثرات آن پایدارتر است و نیاز به پیگیری دارویی روزانه را کاهش میدهد.
- جایگزین احتمالی برای پیسمیکر در برخی بیماران جوان: در بیماران جوانی که نمیخواهند پیسمیکر دائمی داشته باشند، کاردیونوروابلیشن میتواند گزینهای کمتهاجمیتر و مناسبتر باشد. این روش بدون کاشت دستگاه، عملکرد تنظیم ضربان را بهبود میدهد و از بسیاری از مشکلات مرتبط با پیسمیکر جلوگیری میکند.
خطرات و عوارض احتمالی قطع عصبی قلب
خطرات و عوارض احتمالی کاردیونوروابلیشن معمولاً کم هستند، اما مانند هر مداخله الکتروفیزیولوژی میتوانند شامل خونریزی محل ورود کاتتر، عفونت، یا آسیب خفیف به بافت دهلیزی باشند. در برخی بیماران تغییرات موقت در ریتم قلب ایجاد میشود که معمولاً طی چند روز به حالت پایدار میرسد. احتمال تحریکهای ناخواسته الکتریکی مانند ابلیشن آریتمی PVC نیز مطرح است، اما با مانیتورینگ دقیق کنترل میشود. واکنشهای ناشی از کاهش بیشازحد فعالیت واگ ممکن است رخ دهد، ولی معمولاً قابل مدیریت بوده و بهندرت جدی محسوب میشود.
بهبودی و مراقبتهای بعد از کاردیونوروابلیشن
پس از کاردیونوروابلیشن، بیشتر بیماران طی چند ساعت قادر به راهرفتن هستند و معمولاً یک روز بعد مرخص میشوند. مراقبت اصلی شامل پرهیز از فعالیتهای سنگین برای چند روز و توجه به محل ورود کاتتر برای پیشگیری از خونریزی یا عفونت است. در روزهای نخست، ممکن است ضربان قلب کمی بالاتر از حد معمول باشد که واکنش طبیعی بدن به کاهش اثر واگ محسوب میشود. پیگیری با متخصص برای ارزیابی ضربان و علائم ضروری است. اغلب بیماران طی چند هفته به روال عادی زندگی بازمیگردند و نتیجه درمان پایدار میشود.
میزان موفقیت کاردیونوروابلیشن
مطالعات جهانی نشان میدهد که کاردیونوروابلیشن در درمان سنکوپهای وازووواگال و نوروکاردیوژنیک نتایج بسیار امیدوارکنندهای داشته است. بسیاری از پژوهشهای معتبر گزارش کردهاند که این روش میتواند تا 70–90 درصد کاهش حملات سنکوپ ایجاد کند و علائم بیمار را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد. بیماران معمولاً در ماههای پس از عمل بهبود پایدار در کیفیت زندگی و کاهش ترس از تکرار حمله تجربه میکنند. همچنین گزارشها نشان میدهد در بیماران جوان، این درمان میتواند جایگزین مؤثری برای روشهای تهاجمیتر باشد. عوامل مؤثر بر موفقیت درمان با این روش موثرند:
- انتخاب صحیح بیمار
- شدت تحریکپذیری واگ
- محل و تعداد گانگلیونهای هدف
- دقت نقشهبرداری الکتروآناتومیک
- مهارت متخصص الکتروفیزیولوژی
- پاسخ بیمار به ابلیشن اولیه
- وجود یا عدم وجود آریتمیهای زمینهای
- سن بیمار و وضعیت عمومی قلب
- میزان برگشتپذیری اختلال عصبی
- پیگیری و مراقبت مناسب پس از عمل
چه کسانی بهترین کاندیداهای روش کاردیونوروابلیشن هستند؟
بهترین کاندیداهای کاردیونوروابلیشن معمولاً بیمارانی هستند که دچار سنکوپ وازووواگال مقاوم بوده و با وجود درمانهای دارویی و تغییر سبک زندگی همچنان حملات مکرر دارند. این روش برای افراد جوان با برادیکاردی نوروژنیک نیز بسیار مناسب است، زیرا میتواند بدون نیاز به پیسمیکر عملکرد تنظیم ضربان را بهبود دهد. همچنین بیمارانی که بیماری ساختاری قلب ندارند و مشکل آنها بیشتر ناشی از اختلال عملکرد سیستم عصبی خودکار است، بهترین پاسخ را به این درمان میدهند و معمولاً نتایج پایدار و قابلقبولی تجربه میکنند.
کاردیونوروابلیشن؛ رویکردی نوین برای کنترل سنکوپ و بازگرداندن ثبات ریتم قلب
ابلیشن عصبی قلب بهعنوان یکی از نوینترین روشهای درمان سنکوپهای وازووواگال و نوروکاردیوژنیک، توانسته است جایگاهی مهم در الکتروفیزیولوژی قلب پیدا کند. این روش با هدف قرار دادن گانگلیونهای پاراسمپاتیک و اصلاح عملکرد عصبی قلب، دفعات سنکوپ را بهطور چشمگیری کاهش میدهد و کیفیت زندگی بیماران را بهبود میبخشد. حداقل تهاجم، عدم نیاز به مصرف طولانیمدت دارو و امکان جایگزینی برای پیسمیکر در برخی بیماران جوان، از مهمترین مزایای آن است. نتایج مطالعات جهانی نیز نشان دادهاند که موفقیت درمان در درصد بالایی از بیماران پایدار باقی میماند.
کلینیک آریتمی تهران یکی از مراکز پیشگام در کشور در ارائه درمانهای نوین آریتمی و سنکوپ است. این مرکز با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته الکتروفیزیولوژی، از جمله سیستمهای نقشهبرداری دقیق و انواع روشهای بهروز ابلیشن، خدمات تخصصی در این زمینه به بیماران ارائه میدهد. حضور اساتید برجسته الکتروفیزیولوژی همچون دکتر افتخارزاده، این کلینیک را به مرجع مهمی برای درمانهای پیچیده تبدیل کرده است.
سوالات متداول
- آیا کاردیونوروابلیشن درمان قطعی سنکوپ است؟
در بسیاری از بیماران، این روش باعث کاهش قابلتوجه یا حتی حذف کامل حملات میشود، اما مانند هر درمانی تضمین قطعی ۱۰۰ درصدی وجود ندارد. بااینحال مطالعات نشان دادهاند که موفقیت و پایداری نتایج بسیار بالا است. - آیا انجام ابلیشن عصبی قلب درد دارد؟
خیر. این روش تحت بیحسی موضعی و آرامبخشی انجام میشود و بیمار درد قابلتوجهی احساس نمیکند. تنها ممکن است در برخی لحظات احساس فشار یا گرمای خفیف وجود داشته باشد. - چند جلسه برای درمان لازم است؟
کاردیو نورو ابلیشن معمولاً در یک جلسه انجام میشود. در موارد نادر که پاسخ کامل حاصل نشود، جلسه تکمیلی ممکن است لازم باشد. - آیا بعد از عمل احتمال بازگشت سنکوپ هست؟
احتمال بازگشت وجود دارد، اما بسیار کم است. بیشتر بیماران کاهش پایدار علائم را برای مدت طولانی تجربه میکنند. پیگیری منظم بعد از عمل اهمیت زیادی دارد. - آیا همه بیماران وازوواگال کاندید این روش هستند؟
خیر. این روش بیشتر برای افرادی مناسب است که سنکوپهای مکرر، شدید و مقاوم به درمان دارند یا دچار برادیکاردی نوروژنیک هستند. تصمیم نهایی باید توسط متخصص الکتروفیزیولوژی پس از ارزیابی کامل گرفته شود.