سکته مغزی با منشا مشکلات قلبی

ارتباط سکته مغزی و بیماری های قلبی

ارتباط سکته مغزی و بیماری های قلبی با هم، منجر به مراجعه بيماران زیادی به کلینیک آریتمی توانیر تهران، بدنبال CVA (سکته مغزی) می شود. بیمارانی که دچار سکته مغزی شدند، توسط متخصصان مغز و اعصاب برای بررسی ریتم قلب و به دلیل احتمال این که انواع بیماری های قلبی، منشا لخته ایجادشده در مغز باشد، به این کلینیک ارجاع می‌شوند.

تحقیقات نشان می‌دهد، که بین سکته مغزی و بیماری های قلبی یک ارتباط مستقیم وجود دارد. بعد از سکته قلبی، حتی درمان‌هایی که برای باز کردن رگ‌ها انجام می‌شود، ممکن است باعث کاهش موقتی جریان خون در مغز شود و به آن آسیب برساند. علاوه بر این، قلب آسیب‌دیده سیگنال‌هایی به مغز ارسال می‌کند، که می‌تواند باعث التهاب و تخریب سلول‌های عصبی شود. این یافته‌ها نشان می‌دهند که مراقبت از سلامت قلب، نقش مهمی در جلوگیری از مشکلات مغزی دارد. Cerebral derailment after myocardial infarct: mechanisms and effects of the signaling from the ischemic heart to brain – PMC (nih.gov)

با توجه به ارتباط تنگاتنگ بین سکته مغزی و بیماری‌های قلبی، شناخت سکته قلبی می‌تواند در پیشگیری از آسیب‌های مغزی و شناسایی آنها بسیار مؤثر باشد. برای آشنایی بیشتر با این موضوع، پیشنهاد می‌کنیم مطلب «سکته قلبی چیست؟» را مطالعه کنید.

ارتباط سکته مغزی و بیماری های قلبی

یکی از شایع‌ترین بیماری‌هایی که می‌تواند منجر به ایجاد لخته در قلب، سپس جدا شدن این لخته از داخل قلب و وارد شدن آن به مغز شود، فيبريلاسيون دهلیزی است. اصطلاحی که در این موارد به‌کار برده می‌شود، آمبولی مغزی است. به دلیل این که در فيبريلاسيون دهلیزی، دهلیز چپ حرکات انقباضی‌اش را از دست می‌دهد؛ لخته‌ در داخل دهلیز قلب تشکیل شده و ممکن است از طریق عروق به مغز منتقل شود.

ارتباط سکته مغزی با بیماری های قلب و عروق

عوامل مشترک ایجاد کننده سکته مغزی و بیماری های قلبی

سکته مغزی ناشی از نرسیدن خون به مغز نادر است، اما یکی از ترسناک ترین عوارض انفارکتوس حاد میوکارد (MI) است. سکته مغزی ایسکمیک، 0.9 ٪ از بیماران مبتلا به MI را در طی 1 ماه و 3.7 ٪ در طی یک سال پس از یک MI حاد تحت فشار می دهد. Stroke Risk Period After Acute Myocardial Infarction Revised – PMC (nih.gov)

ارتباط سکته مغزی و بیماری های قلبی بسیار نزدیک بوده و این دو، از جمله مسائل مهم در حوزه سلامت عمومی هستند و مطالعات متعددی در این باره انجام شده است. بیماری‌های قلبی عروقی شامل مشکلاتی مانند بیماری‌های کرونری قلب، نارسایی قلبی و آریتمی‌ها می‌باشند که می‌توانند خطر سکته مغزی را افزایش دهند. یکی از مهم‌ترین عوامل مشترک بین سکته مغزی و بیماری‌های قلبی، فشار خون بالا است.

فشار خون بالا، باعث آسیب به عروق خونی می‌شود و خطر لخته شدن خون را افزایش می‌دهد، که می‌تواند به سکته مغزی منجر شود. همچنین، بیماری‌های قلبی نظیر فیبریلاسیون دهلیزی نیز می‌توانند باعث تشکیل لخته‌های خون در قلب شوند، که در صورت حرکت به سمت مغز، سکته مغزی را به دنبال دارند.

 بروز همزمان سکته مغزی و بیماری های قلبی

سکته مغزی و بیماری های قلبی هر یک به‌تنهایی از علل اصلی مرگ‌ومیر و ناتوانی در دنیا به‌شمار می‌روند. حال تصور کنید این دو عارضه به‌طور هم‌زمان یا در فاصله زمانی نزدیک در یک فرد رخ دهد. بروز همزمان سکته مغزی و بیماری های قلبی نه‌تنها احتمال خطر را چند برابر می‌کند، بلکه روند تشخیص، درمان و بهبود بیمار را نیز به‌شدت پیچیده‌تر می‌سازد.

قلب و مغز، هر دو برای عملکرد طبیعی خود به جریان مداوم خون نیاز دارند. اختلال در خون‌رسانی به هر یک از این اندام‌ها، می‌تواند بر دیگری نیز تأثیر بگذارد. به‌طور مثال، آریتمی‌های قلبی – به‌ویژه فیبریلاسیون دهلیزی (AF) – از علل شایع سکته مغزی هستند. در این حالت، لخته خون ایجادشده در قلب می‌تواند وارد جریان خون شده و یکی از شریان‌های مغزی را مسدود کند.

از سوی دیگر، سکته مغزی به‌ویژه در نواحی ساقه مغز یا مراکز تنظیم‌کننده اتونوم، می‌تواند باعث بی‌نظمی ضربان، افت فشار یا حتی ایست قلبی شود. علاوه‌براین، عوامل خطر مشترکی مانند فشار خون بالا، دیابت، چربی خون، استعمال دخانیات و سبک زندگی ناسالم، بستر بروز سکته مغزی و بیماری های قلبی را فراهم می‌کنند.

چالش‌های تشخیص و درمان هم‌زمان

در موارد بروز هم‌زمان سکته مغزی و بیماری های قلبی، اولویت‌بندی درمانی یک چالش اساسی است. برای مثال، در درمان سکته مغزی ایسکمیک، داروهای ضدلخته (مانند آلتپلاز) نقش مهمی دارند، اما اگر بیمار هم‌زمان دچار سکته قلبی شده باشد، استفاده از این داروها ممکن است خطر خونریزی شدید به‌ویژه در ناحیه مغز را افزایش دهد.

از طرف دیگر، برخی داروهای قلبی مانند بتابلاکرها یا ضد پلاکت‌ها ممکن است وضعیت نورولوژیک بیمار را بدتر کنند، به‌خصوص اگر افت شدید فشار خون یا خونریزی مغزی در کار باشد. در چنین شرایطی، همکاری و هماهنگی نزدیک بین متخصصین مغز و اعصاب، قلب، داروساز و بخش مراقبت‌های ویژه، ضروری و نجات‌بخش است.

راهکارهای درمانی و مراقبت‌های حمایتی

در صورت بروز هم‌زمان سکته مغزی و بیماری های قلبی، اقدامات زیر توصیه می‌شود:

  • ارزیابی دقیق اولیه؛ هم نوار قلب و آنزیم‌های قلبی باید بررسی شوند و هم تصویربرداری مغز (CT یا MRI) بدون تأخیر انجام گیرد.

  • تصمیم‌گیری مشترک بین رشته‌ای؛ متخصصین باید نوع سکته (ایسکمیک یا خونریزی‌دهنده)، وضعیت همودینامیک بیمار، سطح هوشیاری و سایر عوامل خطر را ارزیابی کرده و اولویت درمان را مشخص کنند.

  • پایش مداوم بیمار در بخش‌های ویژه؛ این بیماران باید در ICU یا CCU بستری شوند و تحت مانیتورینگ قلبی، تنفسی و نورولوژیک مداوم قرار گیرند.

  • بازتوانی چندرشته‌ای؛ پس از رفع فاز حاد، توانبخشی شناختی، حرکتی و قلبی باید هم‌زمان برنامه‌ریزی شود.

این نوع از سکته‌ها نیاز به یک رویکرد درمانی هماهنگ دارند. معمولاً برای سکته قلبی از درمان‌های فوری مانند آنژیوپلاستی استفاده می‌شود، در حالی که سکته مغزی نیاز به درمان‌های دیگری مانند ترومبکتومی دارد. تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده نشان داده‌اند که تصمیمات درمانی باید بسته به شرایط بیمار و شدت هر کدام از سکته‌ها گرفته شود. در برخی موارد، درمان فوری سکته قلبی می‌تواند به نفع بیمار باشد، زیرا قلب به عنوان عضوی حیاتی برای بقای زندگی، نیاز به توجه فوری دارد. Hyperacute Simultaneous Cardiocerebral Infarction: Rescuing the Brain or the Heart First? – PubMed (nih.gov)

ارتباط سکته مغزی و بیماری های قلبی؛ نحوه تشخیص

لازم است هر بیماری که به دلیل لخته (نه خون‌ریزی ) به سکته مغزی دچار شده است، از نظر فيبريلاسيون دهلیزی بررسی شود. توجه كنيد كه ممکن است در لحظه وقوع سکته مغزي، ریتم قلب بیمار طبیعی شده باشد؛ این طبیعی شدن، ممکن است با دارو یا بدون دارو باشد. لخته با یک فاصله زمانی که ممکن است چند روز يا چند هفته باشد، از داخل قلب کنده شده و وارد مغز می‌شود.

درواقع، لزوما بین زمان آریتمی قلبی و رخ دادن سکته مغزی ارتباط تنگاتنگی وجود ندارد و امکان دارد فاصله زمانی زیادی بین بروز سکته مغزی و بیماری های قلبی وجود داشته باشد.

بنابراین وقتی که بیمار با سکته مراجعه می‌کند، باید از او نوار قلب گرفته شود. گاهی وقت‌ها نیز هولتر مانیتورینگ ۲۴ ساعته انجام می‌شود؛ و دستگاهی به بیمار وصل می‌شود که در مدت ۲۴ ساعت، ریتم قلب را چک می‌کند. تمام این کارها برای یک بیمار سکته مغزی طبیعی است.

پس از آن که بیمار، توسط متخصص مغز و اعصاب به کلینیک آریتمی تهران-توانیر فرستاده می‌شود؛ علاوه بر اینکه علل ساختمانی مانند تنگه‌های دریچه‌ای یا سوراخ‌های بین دهلیزها بررسی می‌شوند، بیماران از نظر فيبريلاسيون دهلیزی نیز مورد آزمایش قرار می‌گیرند.

بررسی‌های لازم در این جهت، شامل هولتر مانیتورینگ یا مانیتورینگ ریتم قلب به صورت طولانی است. هرچه این مانیتورینگ طولانی‌تر باشد، امکان تشخیص فيبريلاسيون دهلیزی بیش‌تر است. به همین دلیل این مانیتورینگ، حداقل یک هفته و گاهی در صورت امکان طولانی‌تر و تا چهار هفته انجام می‌شود.

درصورتی که شک زیاد باشد، دستگاه‌هایی در زیر پوست کاشته می‌شوند که می‌توانند به مدت طولانی‌تر، مانند دو یا سه سال آریتمی‌های قلبی را تشخیص دهند. خیلی مهم است که اگر علت سکته مغزی فيبريلاسيون دهلیزی باشد، این علت تشخیص داده شود. به این دلیل که نوع درمان برای پیش‌گیری مجدد، با سکته‌های مغزی دیگر متفاوت است.

درمان های تخصصی سکته مغزی با منشا بیماری های قلبی 

تحقیقات نشان می‌دهد که داشتن یک سبک زندگی سالم که شامل رژیم غذایی مناسب، فعالیت بدنی منظم و عدم مصرف دخانیات است، می‌تواند به طور قابل توجهی خطر ابتلا به هر دو بیماری را کاهش دهد. علاوه بر این، کنترل دقیق عوامل خطر مانند دیابت، کلسترول بالا و چاقی نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. استفاده منظم از داروهای تجویز شده توسط پزشک، مانند داروهای ضد فشار خون و ضد لخته نیز می‌تواند در کاهش خطر موثر باشد.

در نهایت، آگاهی از علائم اولیه سکته مغزی و بیماری‌های قلبی و مراجعه به موقع به پزشک برای تشخیص و درمان، می‌تواند به پیشگیری از عوارض جدی کمک کند. علائمی مانند درد قفسه سینه، تنگی نفس، ضعف ناگهانی در یک طرف بدن، و مشکلات گفتاری نیازمند توجه فوری پزشکی هستند. با درک بهتر ارتباط بین سکته مغزی و بیماری‌های قلبی، می‌توان اقدامات پیشگیرانه موثرتری برای حفظ سلامت قلب و عروق انجام داد.

درمان‌های پزشکی و جراحی

یکی از اهداف اصلی در درمان سکته مغزی در بیماران مبتلا به بیماری‌های قلبی، پیشگیری از آسیب بیشتر به مغز و همچنین کنترل وضعیت قلب است. در بسیاری از موارد، درمان اولیه با استفاده از داروهای ضد انعقاد و ضد پلاکت‌ها برای پیشگیری از تشکیل لخته‌های جدید در مغز انجام می‌شود. این داروها معمولاً شامل داروهای مانند آسپرین، کلوپیدوگرل و وارفارین هستند.

در صورت تشخیص سکته مغزی ایسکمی (کمبود جریان خون به مغز)، درمان فوری با داروهایی مانند آلوپروست یا استفاده از روش‌های جراحی مانند ترومبکتومی (برداشتن لخته از عروق مغزی) می‌تواند کمک‌کننده باشد.

از سوی دیگر، در بیمارانی که مشکلات قلبی مانند آریتمی‌های قلبی دارند، درمان دارویی یا جراحی برای مدیریت این مشکلات ضروری است. در برخی موارد، ممکن است از دستگاه‌های ایمپلنتی مانند کاردیورتر دفیبریلاتور داخلی (ICD) برای پیشگیری از ایست قلبی ناگهانی استفاده شود. همچنین، درمان‌های جراحی مانند آنژیوپلاستی و بای‌پس عروق کرونری نیز می‌توانند در بهبود وضعیت بیمار نقش داشته باشند.

تأثیر درمان‌های پیشرفته

در حال حاضر، استفاده از روش‌های درمانی پیشرفته مانند ترومبکتومی (برداشتن لخته مغزی از طریق کاتتر) و درمان‌های دارویی جدید برای مدیریت سکته مغزی با منشا بیماری‌های قلبی اهمیت زیادی یافته است. این روش‌ها می‌توانند به‌طور قابل توجهی میزان آسیب مغزی را کاهش داده و به بازسازی جریان خون به مغز کمک کنند. همچنین، داروهای جدیدتر مانند تی‌پی‌ای (ترومبولیتیک‌ها) به‌طور ویژه در درمان سکته مغزی ایسکمیک مورد استفاده قرار می‌گیرند.

دارو های درمانی سکته مغزی در بیماران قلبی

فردی با سابقه سکته مغزی که علت آن فيبريلاسيون دهلیزی بوده، حتما باید داروهای ضد لخته خاصی را به صورت منظم مصرف کند؛ تا از بروز دوباره این اتفاق جلوگیری شود. با توجه به شرایط بیمار، احتمال تکرار سکته مغزی در این فرد با منشا لخته‌های موجود در دهلیز چپ، بسیار بالا است. اگر علت سکته مغزی فيبريلاسيون دهلیزی نباشد، داروهایی مانند آسپرین هم ممکن است برای پیش‌گیری از سکته مجدد کفایت کنند.

داروهای ضد انعقادی

داروهای ضد انعقادی برای پیشگیری از تشکیل لخته‌های خون و کاهش خطر سکته مغزی در بیمارانی که بیماری‌های قلبی دارند، نقش حیاتی دارند. برای بیماران مبتلا به آریتمی‌های قلبی، به‌ویژه فیبریلاسیون دهلیزی (یکی از علل عمده سکته مغزی)، استفاده از داروهایی مانند وارفارین و داروهای ضد انعقادی جدیدتر (DOACs) مانند دابگاتران و ریواروکسابان بسیار مؤثر است. این داروها به جلوگیری از تشکیل لخته خون در قلب و سایر اندام‌ها کمک می‌کنند و از انتقال لخته به مغز جلوگیری می‌کنند.

داروهای ضد فشار خون و کلسترول

یکی دیگر از اجزای مهم درمانی در بیماران مبتلا به سکته مغزی و بیماری‌های قلبی، کنترل فشار خون و سطح کلسترول است. داروهای ضد فشار خون مانند مهارکننده‌های ACE، مسدودکننده‌های گیرنده آلفا و دیورتیک‌ها می‌توانند به کاهش فشار خون بالا که یکی از عوامل خطر عمده سکته مغزی است، کمک کنند.

علاوه بر این، داروهای کاهش‌دهنده کلسترول مانند استاتین‌ها (مانند آتورواستاتین) به کاهش سطح کلسترول خون و پیشگیری از پلاک‌های چربی در رگ‌ها کمک می‌کنند که یکی از علل اصلی بیماری‌های قلبی و سکته مغزی است. این داروها همچنین می‌توانند از تشکیل پلاک‌های آترواسکلروتیک در عروق مغزی و قلبی جلوگیری کنند و ریسک سکته مغزی مجدد را کاهش دهند.

در پایان، توضیحات دکتر محمود افتخارزاده متخصص قلب و عروق و آریتمی درباره ارتباط سکته مغزی و بیماری های قلبی را مشاهده خواهید کرد. جهت کسب اطلاعات بیشتر در حوزه سلامت قلب و عروق، میتوانید پیج اینستاگرام کلینیک آریتمی توانیر را دنبال کنید.

Facebook
Twitter
Pinterest
LinkedIn
دکتر محمود افتخارزاده

متخصص قلب و عروق فلوشیپ الکترو فیزیولوژی، آریتمی و پیس میکر ، عضو انجمن پیس میکر و الکتروفیزیولوژی آمریکا

مقالات مرتبط

2 دیدگاه دربارهٔ «سکته مغزی با منشا مشکلات قلبی»

  1. در مورد درمان همزمان سکته و بیماری قلبی خیلی سوال داشتم، ممنون که انقدر شفاف توضیح دادین. مخصوصاً بخش داروهای ضد انعقاد. فقط اگر بشه در مورد تداخل داروها هم مطلب بذارین خیلی عالی میشه.

    1. تیم نگارش دکتر افتخارزاده

      سلام خوشحالم که مطلب برای شما مفید بوده. حتماً در آینده درباره تداخل داروهای قلبی و ضدانعقاد مقاله‌ای آماده می‌کنیم تا به این موضوع مهم به‌طور کامل پرداخته بشه.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *