تفاوت پیس کردن راه‌های هدایتی و پیس میکر معمولی

تفاوت اصلی پیس کردن راه های هدایتی با پیس میکر معمولی در این است که گزینه اول به عنوان یک تکنیک و گزینه دوم به عنوان یک اقدام عملی اتفاق می افتد.

تفاوت اصلی پیس کردن راه های هدایتی با پیس میکر معمولی در نحوه ایجاد تکانه های الکتریکی توسط دستگاه ضربان ساز قلب است. سابقه استفاده از پیس میکر های معمولی در مقایسه با روش پیس کردن راه های هدایتی بیشتر است اما با این حال پیس کردن راه‌های هدایتی (Conduction System Pacin) قلب، چشم‌انداز جدیدی را در این زمینه گشوده است. پیس کردن سیستم هدایتی (به‌اختصار CSP) باهدف فراهم‌کردن الگوی طبیعی‌تر و فیزیولوژیک‌تر تحریک الکتریکی قلب، مزایای مهمی نسبت به روش‌های قبلی دارد. با بررسی تطبیقی تفاوت‌های این دو روش می‌توان به اهمیت فزاینده پیس‌ کردن سیستم هدایتی و نقش آن در بهبود نتایج درمانی بیماران مبتلا به اختلالات آریتمی به کمک باطری قلب پی برد.

در ادامه به نگارش تیم متخصص کلینیک آریتمی توانیر قلب درباره فرق پیس میکر های معمولی و پیس کردن راه های هدایتی، مقایسه بهترین نوع پیس کردن تکانه های الکتریکی قلب و عوارض و مزایای استفاده از هر یک از آن ها خواهید خواند.

 

پیس کردن راه‌های هدایتی چیست؟

تحریک الکتریکی هدایت قلب که به‌عنوان تحریک الکتریکی سیستم هدایتی قلب (CSP) نیز شناخته می‌شود، به تحریک الکتریکی قلب از طریق قراردادن الکترودها در امتداد سیستم هدایت الکتریکی ذاتی قلب به‌جای میوکارد اشاره دارد. انواع اصلی تحریک الکتریکی سیستم هدایتی عبارت‌اند از:

  1. تحریک باندل هیس (HBP): الکترود در گره AV در نزدیکی باندل هیس قرار می‌گیرد تا تحریک الکتریکی از طریق سیستم طبیعی هیس – پورکینژ هدایت شود.
  2. تحریک ناحیه باندل چپ (LBBAP): الکترود در نزدیکی باندل چپ قرار می‌گیرد تا بطن‌ها از طریق بافت باندل چپ فعال شوند.

مزایای کلیدی تحریک الکتریکی سیستم هدایتی:

  • فعال‌سازی فیزیولوژیک‌تر: با استفاده از سیستم هدایتی ذاتی قلب، تحریک الکتریکی از طریق رشته‌های پورکینژ گسترش می‌یابد تا بطن‌ها به شکل هماهنگ‌تری فعال شوند. این الگوی فعال‌سازی طبیعی بطنی را حفظ می‌کند.
  • بهبود همودینامیک: تحریک الکتریکی سیستم هدایتی منجر به انقباض هماهنگ‌تر و کارایی پمپاژ بهتر نسبت به تحریک الکتریکی بطن راست سنتی می‌شود.
  • مزایا برای بیماران نارسایی قلبی: برای بیمارانی با اختلالات هدایتی و نارسایی قلبی، تحریک باندل هیس یا باندل چپ می‌تواند همگام‌سازی مجدد قلب فراهم کند و نتایج را بهبود بخشد.
  • آستانه تحریک پایین‌تر: ازآنجاکه الکترودها در بافت هدایتی تخصصی قرار می‌گیرند، آستانه‌های تحریک پایین‌تر و پایدارتری می‌توان به دست آورد.

محدودیت‌های بالقوه شامل پیچیدگی بیشتر در روش‌های کاشت و محدودیت‌ها در شناسایی بیماران مناسب است. بااین‌حال، تحریک الکتریکی سیستم هدایتی یک گزینه مهم در حال ظهور برای شکل فیزیولوژیک‌تر تحریک الکتریکی قلب است.

پیس کردن راه های هدایتی در حقیقت به عملی که به واسطه آن قلب از طریق قرار گرفتن الکترود ها در امتداد سیستم هدایتی تحریک می شود می گویند.

پیس کردن راه‌های هدایتی چگونه انجام می‌شود؟

ابتدا الکتروفیزیولوژیست با انجام آزمایش‌ها و تصویربرداری، محل مناسبی را برای قراردادن الکترودهای پیس‌میکر در نظر می‌گیرد. این محل معمولاً در مجاورت یا داخل بافت‌های تخصصی هدایت‌کننده الکتریکی قلب مانند گره AV، باندل هیس، باندل چپ یا راست خواهد بود. سپس الکترودهای پیس‌میکر به‌صورت داخل قلبی و دائمی کاشته می‌شوند. پس از کاشت، پیس‌میکر شروع به تحریک الکتریکی از طریق الکترودها به داخل بافت‌های هدایت‌کننده می‌کند. این تحریک الکتریکی از طریق سیستم طبیعی هدایتی قلب به بطن‌ها منتقل شده و منجر به الگوی فعال‌سازی و انقباض هماهنگ‌تر و مؤثرتر بطن‌ها می‌گردد.

 

پیس میکر معمولی چگونه است؟

پیس‌میکر معمولی یک دستگاه کوچک الکترونیکی است که برای کمک به تنظیم ضربان و ریتم قلب به کار می‌رود. این دستگاه در بیمارانی نصب می‌شود که قلبشان قادر به تپش با سرعت کافی به‌تنهایی نیست. دلایل احتمالی این مشکل شامل حمله قلبی، آریتمی، نارسایی احتقانی قلب و حتی غش‌کردن است.

ضربان‌ساز با ارسال پالس‌های الکتریکی به بطن‌ها، باعث می‌شود قلب با سرعت و ریتم مناسبی بتپد. این دستگاه طی عمل جراحی کوچکی زیر پوست قفسه سینه کاشته شده و سیم‌های آن به قلب متصل می‌شود. سپس با ارسال پالس‌های الکتریکی منظم، فعالیت الکتریکی قلب و ریتم ضربان آن را تنظیم کرده و بدین ترتیب عملکرد پیس میکر سبب بهبود شرایط قلب می شود.

 

CSP چه تفاوتی با پیس میکر معمولی دارد؟

پیس کردن سیستم هدایتی قلب (CSP) یک نوع پیس میکر نیست، بلکه یک روش و تکنیک برای تحریک الکتریکی قلب است. تفاوت اصلی CSP با پیس میکرهای معمولی این است که در CSP الکترودهای پیس میکر درون بافت‌ها و راه‌های هدایت الکتریکی طبیعی قلب مانند باندل هیس، گره AV و شاخه‌ باندل چپ و راست قرار می‌گیرند، درحالی‌که در پیس میکر معمولی الکترودها مستقیماً به بطن‌ها وصل می‌شوند. پس CSP یک روش و تکنیک برای پیس میکر طبیعی‌تر و فیزیولوژیک‌تر قلب است و خود به‌تنهایی یک نوع پیس میکر محسوب نمی‌شود. اما از پیس میکرهای استاندارد برای اعمال این روش استفاده می‌شود.

شاید برای شما جالب باشد که بدانید برخی پیس میکر ها را به عنوان پیس میکر دائمی می شناسند. پزشک می‌تواند با کمک دستگاهی که پروگرامر (programmer) نام دارد، پیس میکر دائمی را از خارج از بدن تنظیم کند.

تفاوت اصلی csp با پیس میکرو های معمولی در تحریکات خارجی از طریق الکترود های پیس میکر درون بافت ها است و در میکرو پیس های معمولی الکترود ها مستقیما به بافت متصل می شوند.

تفاوت در نحوه قرارگیری و الگوی عمل

تفاوت‌های اصلی در نحوه قرارگیری الکترود و الگوی عمل پیس‌میکر معمولی و پیس کردن سیستم هدایتی (CSP) به شرح زیر است:

۱. پیس‌میکر معمولی: الکترود در بطن راست یا بطن چپ قرار می‌گیرد و تحریک مستقیم بطنی القا می‌کند.

۲. CSP: الکترود در بافت‌های تخصصی هدایتی مثل باندل هیس یا شاخه‌های بسته قرار می‌گیرد.

۳. پیس‌میکر معمولی: تحریک الکتریکی بطن‌ها را به‌صورت غیرطبیعی فعال می‌کند.

۴. CSP: تحریک الکتریکی از طریق سیستم طبیعی هدایتی انتشاریافته و الگوی طبیعی‌تری دارد.

۵. پیس‌میکر معمولی: همگام‌سازی ضعیف‌تر بطنی

۶. CSP: فعال‌سازی و انقباض هماهنگ‌تر بطنی

بنابراین CSP الگوی طبیعی‌تر فعال‌سازی بطن‌ها را فراهم کرده و باعث بهبود عملکرد بطنی و نتایج بهتر بالینی می‌گردد.

 

تفاوت در کارایی و اثربخشی

پیس‌میکر معمولی با تحریک مستقیم بطنی، باعث الگوی غیرطبیعی فعال‌سازی و انقباض بطن‌ها می‌شود. این منجر به ناهمگامی بطنی و کاهش کارایی پمپاژ قلب می‌گردد. در مقابل، پیس کردن راه‌های هدایتی با حفظ الگوی طبیعی هدایت و فعال‌سازی، سبب هماهنگی و همکاری بهتر بطن‌ها شده و کارایی بهتر پمپاژ، برون‌ده قلبی و همودینامیک را فراهم می‌کند. علاوه بر این CSP، سبب جلوگیری از بروز آریتمی‌های بطنی، کاهش میزان نارسایی قلبی و بهبود بقای بیماران می‌گردد. در مقابل پیس‌میکر معمولی با القای آریتمی و تضعیف کارکرد بطن‌ها، پیامدهای بدتری دارد؛ بنابراین کارایی پیس کردن راه‌های هدایتی در بهبود هماهنگی مکانیکی و الکتریکی بطن‌ها، بهره‌وری پمپاژ، توان انقباضی و در نهایت پیامد بالینی بیماران مبتلا به اختلالات هدایتی و نارسایی قلبی، بسیار بالاتر از پیس‌میکر معمولی ارزیابی شده است.

 

موارد استفاده بالینی هرکدام

پیس‌میکرهای معمولی از گذشته در درمان کندی ضربان قلب، درمان انواع بلوک‌های قلبی، همگام‌سازی و منظم‌کردن انقباضات بطنی، پیشگیری از بروز آریتمی‌های خطرناک تنظیم ضربان قلب در نوزادان و کودکان مبتلا به اختلالات مادرزادی هدایت الکتریکی قلب کاربرد داشته است و نقش مهمی در درمان طیف گسترده‌ای از مشکلات مرتبط با ریتم قلب دارند. اخیراً روش‌های جدیدتری مانند پیس‌کردن مسیرهای هدایتی قلب همچون باندل هیس و شاخه‌های بسته مطرح شده‌اند که آینده‌ای امیدبخش‌تر را برای درمان اختلالات ریتم قلب پیش‌رو قرار داده‌اند. برخی از کاربردها و موارد استفاده بالینی اصلی پیس کردن سیستم هدایتی قلب (CSP) عبارت‌اند از:

  • تحریک‌الکتریکی برادی‌آریتمی: CSP می‌تواند به عنوان جایگزینی برای تحریک‌الکتریکی بطن راست در بیمارانی که نیاز به پیس‌میکر دائمی به دلیل برادی‌آریتمی دارند، مورد استفاده قرار گیرد. CSP همگام‌سازی بهتری فراهم می‌کند و می‌تواند از کاردیومیوپاتی ناشی از تحریک‌الکتریکی جلوگیری کند.

تحریک الکتریکی برادی آریتمی به عنوان جایگزینی برای تحریک الکتریکی بطن راست در بیماران نیازمند به درمان از طریق میس پیکر دائمی است.

  • همگام‌سازی قلبی (CRT): در بیماران نارسایی قلبی با اختلال هدایت مانند LBBB، CSP به بخش‌هایی از سیستم هدایتی می‌تواند منجر به همگام‌سازی مجدد انقباض و بهبود پاسخ شود.
  • مدیریت فیبریلاسیون دهلیزی: تحریک باندل هیس با حفظ همگام‌سازی AV در بیماران AF، با حفظ سرعت و زمان‌بندی پاسخ بطنی کمک می‌کند.
  • ارتقای پیس‌میکرها: بیمارانی که از پیس‌میکر بطن راست استفاده می‌کنند، گاهی اوقات می‌توانند به سیستم‌های CSP ارتقا پیدا کنند. این امر بهبود عملکرد قلب، علائم و ظرفیت ورزشی را به همراه دارد.
  • بیماری قلبی مادرزادی/اطفال: برای کودکان با بلوک قلبی مادرزادی یا بلوک‌های جراحی، CSP بدون عوارض بلندمدت تحریک الکتریکی بطن راست، تحریک الکتریکی فیزیولوژیک فراهم می‌کند.

 

سخن پایانی

روش‌های پیس‌کردن مسیرهای هدایتی قلب نسبت به استفاده از پیس‌میکرهای معمولی مزایای بیشتری دارد. پیس‌کردن مسیرهای هدایت طبیعی قلب مانند باندل هیس یا شاخه‌های بسته، با ایجاد الگوی طبیعی‌تر فعال‌سازی و انقباض بطن‌ها همراه است. این امر با کاهش خطر آریتمی بطنی، نارسایی قلبی و نیز بهبود عملکرد بطن چپ و بقای بیماران همراه بوده است. همچنین آستانه پیس‌کردن در مسیرهای هدایتی پایین‌تر و پایدارتر بوده و به نظر می‌رسد در بلندمدت برتری داشته باشد. به نظر می‌رسد در صورت امکان، ترجیح بر پیس‌کردن مسیرهای طبیعی هدایتی قلب باشد.

 

منابع و مآخذ

  1. https://academic.oup.com/eurheartjsupp/article/25/Supplement_G/G4/7394451
  2. https://academic.oup.com/eurheartjsupp/article/25/Supplement_G/G4/7394451#:~:text=Conduction%20system%20pacing%20from%20the,and%20for%20heart%20failure%20pacing
  3. https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC8076975/#:~:text=Conduction%20system%20pacing%20(CSP)%20is,and%20left%20bundle%20branch%20pacing
  4. https://www.jacc.org/topics
  5. https://www.aerjournal.com/articles/cardiac-resynchronisation-conduction-system-pacing
  6. https://www.acc.org/Latest-in-Cardiology/ten-points-to-remember/2023/08/22/17/01/cardiac-conduction-system

 

Facebook
Twitter
Pinterest
LinkedIn

مقالات مرتبط

عوارض خفیف بعد از عمل ابلیشن قلب

عمل ابلیشن قلبی یکی از کم عارضه‌ترین و بی‌خطرترین و درعین‌حال مؤثرترین روش‌های درمان آریتمی‌ قلبی به شمار می‌رود که در اغلب موارد بیمار عوارض

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *